انواع تصمیم گیری در کودکان:
۱ـ ساده: تصمیم گیری هایی که اکثراً در مورد امور روزمره انجام می پذیرد؛ مثلاً انتخاب اینکه امروز چه بازی و با کدوم اسباب بازی بازی کنند.
۲ـ اضطراری: تصمیم هایی که در شرایط اضطراری اتخاذ می گردد؛ مثلاً تصمیم در مورد برخورد کودک با دوستش در هنگامی که از دست او ناراحت است.
۳ـ احساسی: تصمیم هایی که بر مبنای واکنش های هیجانی مانند احساس ترس،ترحم،نگرانی،غم و… گرفته می شود؛ مانند کمک به کودکی که روی زمین افتاده است.
۴ـ تقدیری: زمانی که کودک قدرت تصمیم گیری ندارد تصمیم را به شانس وا می گذارد.
مثلاً کودک قدرت انتخاب غذا را از روی منو را ندارد؛ بنابراین با چشمانی بسته یکی از غذا های روی منو را انتخاب می کند.
نشانه های عدم توانایی در تصمیم گیری:
تصمیم گیری،حس مسئولیت پذیری را در فرد، توسعه داده و به او کمک می کند تا شخص، پیامد اعمال خود را بپذیرد و موجب افزایش اعتماد به نفس و خودباوری در کودک می گردد. خیلی از ما ها معمولاً به کودکانی که خود را درگیر تصمیم گیری می کنند، برچسب ایرادگیری، می چسبانیم و تصور می کنیم که این کودکان فقط به دنبال جلب توجه دیگران هستند، در حالیکه کودکانی که از عدم توانایی تصمیم گیری برخوردارند نگران کننده تر هستند.
بعضی از این کودکان حتی نمی توانند تصمیم بگیرند که در کدام قسمت ماشین بنشینند و یا با کدام مداد نقاشی بکشند؛ ممکن است کودک در پرسیدن نظر شما و یا دیگران در انتخاب یک چیزی مصمم شود؛ مثلاً ممکن است شما را مجبور کند تا بگویید که رنگ ماشین داخل نقاشی خود را چه رنگی بزند؛ مشورت گرفتن یک نکته مثبت است، اما زیاد شدن آن، در چنین موضوعات معمولی و غیر حساسی در کودک نشانه ی خوبی نیست.
البته لازم به ذکر است که محیط اطراف، عامل بسیار مهمی در قدرت تصمیم گیری کودک است؛ چرا که قدرت در تصمیم گیری جزء خصوصیات ذاتی انسان به شمار نمی رود.
ما باید به کودک خود آموزش دهیم که چگونه می تواند خود را با شرایط مختلف وفق داده و ارزیابی درستی از آنها داشته باشد. آنها باید بتوانند نیاز های خود و تصمیم مورد نظرشان را تشخیص دهند، تا از میان چند گزینه، معقول ترین گزینه را برای خودشان انتخاب کنند.
نباید تصمیم های کودک را به لباس و غذا و اسباب بازی محدود کرد، اگر این گزینه ها را افزایش دهیم طبیعتاً حس کنجکاوی و در نتیجه اعتماد به نفس کودک را افزایش داده ایم.
کودکی که نمی تواند صبحانه اش را انتخاب کند، به طور قطع در آینده به مشکل های زیاد و بزرگی بر خواهد خورد. با راهنمایی های آموزنده و دادن حق انتخاب های سازنده و شرایط منطقی، می توانید قدرت تصمیم گیری کودک خود را افزایش دهید.
با شروع کردن انتخاب هایی مثل انتخاب غذا، لباس، اسباب بازی و… کودک با مقوله تصمیم گیری آشنا می شود. البته شاید هل دادن کودک به سمت تصمیم گیری، اندکی دشوار باشد؛ اما باید سعی کنید او را به این کار وادار کنید.

دلایل موثر در قدرت تصمیم گیری کودکان:
۱ـ نوع مشکل: بزرگی و کوچکی یک مشکل، ربط مستقیمی به میزان راحتی در تصمیم گیری افراد دارد.
۲ـ آشنایی با موضوعات: درمورد موضوعاتی که کودک در مورد آنها اطلاعات بیشتری دارد، قدرت تصمیم گیری آن در آن موضوع بهتر خواهد بود تا موضوعاتی که کودک هیچ شناختی از آنها ندارد. مثلاً کودکی که تمام بازی های کامپیوتری و روند کار و بازی با آنها را می داند، راحت تر می تواند بازی مورد علاقه خود را انتخاب کند. بنابراین در خیلی از مواقع نباید قدرت کودکمان را در تصمیم گیری در یک موضوع با کودکی دیگر مقایسه کنیم.
۳ـ خلق و خو: بی حوصلگی و خلق پایین، قدرت تصمیم گیری را در کودک و بزرگسال تحت الشعاع قرار می دهد، این مساله زمانی شدت می یابد که ناامیدی نیز در فرآیند تصمیم گیری دخالت کند.
۴ـ اضطراب: اضطراب در قدرت تصمیم گیری فرد نقش بسیار مهمی دارد، یعنی هرچه میزان اضطراب در کودک کم تر شود کودک قدرت تصمیم گیری بالا تری خواهد داشت؛ اضطراب زیاد مخصوصاً در کودک پیامد های بسیار بدی دارد، و تاثیرات زیادی در موضوعات مهمی مثل اعتماد به نفس، قدرت تصمیم گیری،شادابی، تیک های رفتاری و… دارد و وجودش به خصوص در کودکی و نوجوانی باعث محدودیت ها و مشکلات زیادی در آینده فرد می شود.
۵ـ ویژگی های شخصیتی: عقاید، ارزش ها، احساسات و ترجیحات درونی هر شخص در تصمیم گیری های او تاثیر دارد؛ مثلاً فردی که دارای ترجیهات فکری آبی است بین یک ماشین اسباب بازی و پول آن ماشین ،قطعاً پول آن اسباب بازی را انتخاب می کند، اما این انتخاب در ترجیهات فکری افراد دیگر متفاوت است.
پیشنهاد به مطالعه : بسته آموزشی قالب های فکری
اعتماد به نفس در کودکان:
عزت نفس یعنی احساس ارزشمند بودن که از طریق مجموعه افکار،عواطف،احساسات و تجربه ها به دست می آید؛ به نحوی که فرد خود را توانمند و با کفایت تلقی می کند.
بنابراین وقتی که اعتماد به نفس و خودباوری را بر اساس آنچه که هستید نه بر اساس شکستها، موقعیت ها و ناکامی ها شرح دهید، در درون خود چیزی خلق کرده اید که پایدار خواهد ماند در واقع عزت نفس در درون بروز می یابد نه از بیرون.
انواع اعتماد به نفس:
۱ـ اعتماد به نفس رفتاری: یعنی احساس توانایی در عمل کردن و انجام دادن کارها از نوع ساده و یا دشوار.
۲ـ اعتماد به نفس احساسی و عاطفی: یعنی توانایی به کنترل در آوردن احساسات و عقلانی کردن آنها به طوری که در دام هوسها و احساسات پوچ قرار نگیریم.
۳ـ اعتماد به نفس روحی و معنوی: ایمان کامل به جهان هستی و مقصود و مقصد نهایی انسان. هرسه نوع عنوان شده در فرد باید از کودکی بنیان گذاری شود و همان طور که اشاره شد، افزایش قدرت تصمیم گیری در کودکان سبب تقویت عزت نفس در آنها می شود. علی رغم مطلب عنوان شده راه حل هایی را نیز جهت تقویت عزت نفس در کودکان وجود دارد.
راه های افزایش اعتماد به نفس در کودکان چه چیز هایی است؟
۱ـ حس کفایت را در کودک ایجاد کنید.
۲ـ به کودک خود محبت کنید.
۳ـ به نیاز های جسمانی او اهمیت دهید.
۴ـ سعی کنید نظر خود را به کودک تحمیل نکنید.
۵ـ کودک را به بیان احساسات و عواطف تشویق کنید.
۶ـ حتماً کودک را در تصمیم گیری ها و کار های گروهی شرکت دهید.
۷ـ وقتی کودک، خود را خیس می کند و یا به طور اتفاقی ظرفی را می شکند او را مسخره نکنید و یا حتی تنبیه نکنید، چرا که او این کار را عمدی انجام نداده و با آرامش به او بگویید که در مواقع دیگر حواسش بیشتر جمع باشد. در چنین مواقعی تنبیه کودک باعث اشتباه نکردن کودک نمی شود، بلکه تنها پیامد آن به وجود آمدن ترس از شما و ترس از اشتباه کردن و به خصوص کم شدن اعتماد به نفس او می گردد.
۸ـ وقتی فرزندتان خردسال است هر کاری دارید کنار بگذارید، و هرشب او را به رختخوابش برده و برایش قصه بگویید.
۹ـ برای اسباب بازی و وسایل مورد علاقه کودکتان ارزش قایل شوید، طوری که کودک متوجه شود که شما به علایق و انتخاباتش احترام می گذارید.
۱۰ـ زمانی که کودکتان قادر به انجام کاری که به او سپرده اید نیست، از به کار بردن کلمه ها و عبارات توهین آمیز مانند ( تو به درد هیچ کاری نمی خوری) یا ( یعنی این کار رو هم بلد نیستی!) خطاب به فرزندتان جداً خوداری کنید.
۱۱ـ فرزندتان را وادار به کاری نکنید که از آن هراس دارد، بلکه باید آن ترس ها را با را هکار هایی مشخص رفع کنید، برای رفع این ترس ها و کسب اطلاعات برای از بین بردن آنها در کودک به مقاله ترس در کودکان سری بزنید.ـ

افزایش مسئولیت پذیری در کودکان:
آموزش مسئولیت پذیری در کودکان، مهم ترین وظیفه والدین است. با چنین آموزشی، آنها قادرند از خود در برابر تمامی مشکلاتی که در آینده برای آنها به وجود می آید مراقبت کنند. تمامی انسان ها و به خصوص کودکان و نوجوانان به عزت نفس، خلق و خوی نیکو و مجموعه ای از هدف ها نیاز دارند که برای رسیدن به تمام آنها لازم است کودکان توانایی پذیرش مسئولیت را داشته باشند. کودک زمانی مسئول به شمار می رود که با در نظر گرفتن هدف های خود به نیاز های اطرافیان، خانواده،دوستان،مربیان و… عمل کند.
یکی از مشکلاتی که کودکان در پذیرش مسئولیت دارند، آن است که اغلب اوقات کودکان اعمال و رفتار ها را به دلیل دریافت پاداش، انجام می دهند؛ و کار ها را فقط زمانی انجام می دهند که پاداشی در کار باشد؛ در صورتی که در مسئولیت های آینده آنها مثل ازدواج، بچه داری،تحصیل و… خبری از پاداش نیست.
پس باید به کودکان آموزش داده شود که همه پاداشها بلافاصله بدست نمی آیند، کم کم کودک در می یابد که انجام مسئولیت و به دست آوردن احساس خوش از انجام آنها، به هم وابسته اند. در این هنگام است که نیاز به پاداشهای بیرونی و کوچک در کودک کاهش می یابد.
مسئولیت پذیری ارثی نیست، بلکه باید از طریق تجربه حاصل شود و این مهم، جز با دادن مسئولیت به کودک و دریافت بازخورد های پیامد اعمال کودک، توسط خودش امکان پذیر نمی باشد.
اغلب اوقات، والدین بر این باورند که کودک قادر به انجام دادن فلان کار نیست، بنابراین آنها مسئولیت اعمال کودک را متحمل می شوند، با این کار فرصت یادگیری را از آنان می گیرند و دیگر مسئولیت انجام وظیفه ای که از آنان انتظار می رود را نخواهند داشت. پس والدین باید تحمل داشته باشند که عملکرد فرزندشان را آن طور که واقعاً هست، ارزیابی کنند و تصمیماتی بگیرند که با نیاز های کودک سازگار است.
والدین، الگوی مسئولیت پذیری کودک هستند. والدین غیرمسئول نمی توانند فرزندان مسئولیت پذیر را به جامعه تحویل دهند. چناچه والدین در قبال هم، احساس مسئولیت کنند و روش آزادانه،صادقانه و صریح در خانواده حکم فرما باشد،فرزندان، بسیار آسان تر عهده دار مسئولیت می شود.
چگونه می توان کودک مسئولیت پذیری را تربیت کرد؟
۱ـ ارائه الگو: کودک از اطرافیان، بخصوص والدین خود الگو برداری می کند.
رفتاری را که از آنان می بینند یاد می گیرد و بروز می دهد. خواه این رفتار مطلوب باشد، خواه نامطلوب. پس باید سعی کرد در برابر کودکان، رفتاری مطلوبی از خود جلوه داد.
۲ـ تقلید: کودکان، مقلد های خوبی هستند، به طور مثال، کودکی ۴ ساله با دیدن کتاب خواندن پدر، شروع به تقلید از او کرده و کتاب به دست می گیرد و با زبان خود کتاب می خواند؛ کودک مسئولیت ها را به صورت غیرمستقیم می آموزد.
۳ـ تماس مستقیم و تجربه: برای آموزش مسئولیت پذیری، صرفاً ارائه الگو و تقلید کافی نیست، بلکه کودک باید خود با زمینه مورد نظر مواجه شود تا اشتباهات او در حین عمل رفع و اصلاح گردد.
از چه سنی مسئولیت پذیری را به کودک آموزش دهیم؟
مسئولیت دهی به کودک باید باتوجه به اقتضای سنی او انجام پذیرد؛ مثلاً از یک بچه ۴ ساله می توان خواست که اسباب بازی های خود را مرتب کند و در جای خود قرار دهد اما از این کودک نباید توقع داشت که در یک مهمانی کنار ما آرام بنشیند بدون آنکه سرگرمی برای او فراهم باشد…
درباره آغاز پرورش مسئولیت پذیری در کودک باید بگوییم که از نظر علمی نمی توان وقت و سن معینی را که اجتناب ناپذیر باشد مشخص کرد؛ اما آنچه که تجارب و توصیه ها به دست می دهد، کودک از همان یک سالگی آماده ی پذیرش مسئولیت است؛ مسائلی چون خودداری از خیس کردن خود، میل به غذا خوردن به طور مستقل، جلوگیری از گریه و… نشانه ها و جلوه هایی از مسئولیت پذیری در سال اول زندگی است.


نکاتی که در هنگام واگذاری مسئولیت به کودک باید در نظر داشت:
۱ـ به اندازه ی توانمندی های کودک به او مسئولیت دهید، زیرا در غیر این صورت کودک از مسئولیت ، فرار و بدبین می شود.( توجه داشته باشید که تکرار زیاد این کار باعث تنبلی و بی مسئولیتی کودک نشود.)
۲ـ نوع مسئولیت هایی که به کودک واگذار می شود، باید سریعاً به نتیجه برسد، یعنی مدت زمان کمی را برای انجام آن کار نیازمند باشد؛ زیرا در صورت دریافت پاداش، کودک شوق بیشتری برای ادامه آن کار پیدا می کند و از به پایان بردن آن احساس رضایتی درونی پیدا می کند. اگر هدف های موجود دراز مدت است، آنها را به هدف های جزیی تقسیم کنید، تا کودک در ناخوداگاه خود احساس کند که دارد پیشرفت می کند و این احساس را در خود به وجود می آورد که یک مرحله از انجام یک کار را رفته و نوبت به هدف بعدی رسیده است.
۳ـ در دادن مسئولیت به کودک، سعی کنید تمام وقت او را نگیرید؛ زیرا او نیاز به بازی و سرگرمی دارد و در صورت پرشدن وقتش انگیزه ی درونی خود را از دست خواهد داد.
مسئولیت پذیری یکی از نتایج پربار قدرت و توانایی تصمیم گیری در کودکان است؛ هرچه کودک بتواند بهتر تصمیم بگیرد، در آینده از قدرت مسئولیت پذیری بهتری برخوردار خواهد بود.
کودک مسئولیت پذیر خواهد شد اگر:
۱ـ بدانند که چگونه تصمیم بگیرند، و کار های مناسب آنها تشویق شود.
۲ـ بزرگتر ها بر مسئولیت فردی در کودکان تاکید زیادی کنند.
۳ـ بزرگتر ها از تصمیم گیری به جای کودکان اجتناب کنند.
افزایش قدرت تفکر نقادانه در کودک:
یکی دیگر از نتایج توانایی تصمیم گیری در کوکان، افزایش تفکر نقادانه می باشد.
این که کودک احساس کند می تواند درباره خودش یا کارهایش تصمیم گیری و آن را اجرا کند به طور قطع سبب تقویت تفکر نقادانه در کودک می شود.
تفکری که بر اساس آن، کودک می تواند یاد بگیرد و هر چیزی که می شوند نپذیرد،بلکه تحلیل کند و بعد از سنجش آن را عملی کند. تقویت این تفکر خود به تقویت هوش هیجانی منتهی می شود، در واقع تفکر نقادانه مقدمه ای برای تفکر خلاق یا تفکر واگرا است. هوش هیجانی عبارت است از توانایی شناخت احساسات و هیجانات خود و دیگران و استفاده از این هیجانات به نحوی که به برقراری ارتباط بهتر با دیگران بیانجامد.
راهکار های پرورش هوش هیجانی در کودکان:
۱ـ تقویت درک هیجانات و نشان دادن هیجانات کودک.
۲ـ افزایش مهارت های ارتباطی؛ ارتباط کلامی، غیرکلامی و ارتباط چشمی از همان دوران کودکی نقش بسیار مهمی در شکل گیری شخصیت کودک دارد.
۳ـ یادگیری کاربرد های حل مسئله؛ کودک از همان ابتدا باید یاد بگیرد مسائل مربوط به خود را حل و فصل کند، مثلاً اگر فضای بازی کمی دارد با جمع و جور کردن وسایل در گوشه ای از اتاق می تواند فضای بیشتری را برای بازی خود ایجاد کند.
به طور کلی کودک جز زمانی که نفی و نقد نکند، نمی تواند دارای خلاقیت و تفکر نقادانه باشد و در واقع افزایش قدرت نه گفتن در کودکان به رشد تفکر نقادانه، هوش هیجانی تصمیم گیری، مسئولیت پذیری کودک کمک خواهد کرد.
دعوت به مطالعه: چگونه کودک خود را بشناسم؟هوش های ۸ گانه گاردنر
عوامل موثر در پرورش تفکر خلاق در کودک:
۱ـ از کودک سوال هایی بپرسید که پاسخ های متعدد داشته باشد.
۲ـ اگر سوال های غیر معمول از سوی دیگران مطرح می شود، سعی کنید تا با همکاری خود کودک پاسخ هایی برای آنها بیابید.
۳ـ در نوشتن داستان یا کشیدن نقاشی و… به جای استفاده از نمونه، از طرح های خلاق ذهنی استفاده کنید.
۴ـ بازی های فکری مانند جورچین (پازل)، ساخت اشیاء یا گل، مجسمه سازی و… موجب شکوفایی ذهنی و خلاقیت می شود.
۵ـ سعی کنید که تصویر سازی در ذهن کودک را تقویت کنید.

راهکارهای کلیدی برای پرورش توانایی تصمیم گیری در کودکان:
۱- اجازه دهید که کودکان خود تصمیم گیری کنند . از راه تجربه کردن است که پیامدهای خوب و بد را درک خواهند کرد و به تجارب خوبی دست خواهند یافت.
۲- برای تصمیم گیری های کودک محدودیت های منطقی مشخص کنید. به طور مثال اگر کودک قرار است تنقلات مورد علاقه خود را انتخاب کند بهتر است سه یا چهار عدد از تنقلات مفید را به کودک پیشنهاد کنید تا بین آنها حق انتخاب داشته باشد.
۳- به کودک خاطرنشان کنید که سوال کردن و کمک خواستن در مواقع حساس مانعی ندارد اما او باید بر مبنای عقاید و نظرات خود تصمیم گیری کند و این تصمیم ها تمرینی هستند برای تصمیم گیری های آینده او.
۴- زمانی کودک در مورد موضوعی تصمیم بگیرد و به سوی شما می آید تا موضوع را با شما در میان بگذارد به هیچ عنوان از او ایراد نگیرید چرا که با انتقاد های بیجا سبب کاهش عزت نفس در کودک می شوید و رغبت او را به تصمیم گیری مستقل در امور کم می کنید.
۵- تصمیم گیری های کودک را در غذا و لباس و اسباب بازی محدود نکنید ، بلکه هر چه از این گزینه ها را افزایش دهید حس کنجکاوی و در نتیجه اعتماد به نفس را در او پرورش خواهید داد.
۶- به کودک بیاموزید که مسئولیت پیامدهای تصمیم خود را شخصی بر عهده بگیرد ،اگر کودک تصمیماتی مخرب در مورد یک موضوع گرفت هرگز او را محدود نکنید و بگذارید با پیامدهای آن مواجه گردد مثلاً اگر تصمیم گرفت در فصل تابستان لباس ضخیمی به تن کند و به هیچ عنوان نیز از نظر خود عقب ننشست بعد از یادآوری برخی از پیامدهای آن مانند گرمازدگی و غیره اجازه دهید کودک خودش تصمیم بگیرد و اگر مورد تمسخر همسالان قرار گرفت و یا دچار گرمازدگی شد به او یادآوری کنید که این خواسته و نظر خود او بوده است به این ترتیب شما کودک را با تجارب خوب و بد و پیامدهای اعمال خود آشنا می سازید.
۷- در مورد شرایط و تصمیم گیری های کودک با او به بحث بپردازید. این کار سبب میشود که او بداند چرا یک راه انتخابی نسبت به راه دیگر برتری دارد به عنوان مثال وقتی با فرزند خود در حال ترک منزل هستید در مورد آب و هوا و نحوه پوشش مناسب این آب و هوا با کودک صحبت کنید.
۸- در مورد نتایج تصمیمات کودک به نقد و بررسی بپردازید .به طور مثال اگر کودک به جای تمیز کردن اتاقش به بازی پرداخته است و این کار سبب محرومیت او از تماشای تلویزیون شده در مورد علل آن با کودک صحبت کنید و به او بگویید که اگر اتاق را تمیز می کرد چه نتایجی در پیش داشت و علل اینکه چرا این تصمیم گیری غلط بوده را برای او شرح دهید.
۹- تصمیمات درست کودک را تحسین کنید و علت درست بودن آن را شرح دهید. به عنوان مثال اگر کودک اسباب بازی خود را به دوستش داد و او را خوشحال کرد او را تحسین نمایید.
۱۰- در شرایطی که کودک حق هیچ انتخابی ندارد به کودک توضیح دهید چرا که در این موقعیت ها حق انتخاب وجود ندارد. به طور مثال گاهی ایمنی کودک از هر چیز دیگری مهم تر است.
۱۱- تغذیه مناسب قدرت تصمیم گیری را بالا می برد .سعی کنید از تغذیه مناسب برای پرورش قوای ذهنی کودک بهره بگیرید.
۱۲- به کودک بیاموزید که در اکثر انتخابها هیچ انتخابی کامل و بدون عیب و نقص نیست و هر انتخابی متضمن از دست دادن امتیازاتی است که دیگر انتخاب ها می توانستند داشته باشند. بنابراین بر اساس بیشترین امتیاز و کمترین احتمال شکست انتخاب کنید.
۱۳- در تصمیمات مهم خانوادگی و گروهی نظرات تک تک افراد خانواده به خصوص کودک را از جمع
جویا شوید ، این کار سبب افزایش اعتماد به نفس در او می گردد.
۱۴- نگاه مثبت، توأم با تفکر و شناخت به کودک باعث می گردد که او در تصمیم گیری های خود از اطمینان خاطر بیشتری برخوردار باشد.
۱۵- در تصمیماتی که به دیگر افراد هم مربوط می شود باید حتماً با جمع به بحث و گفتگو پرداخت .به طور مثال اگر کودک تصمیم گرفته است که از یک وسیله بازی در پارک استفاده کند باید به او گفت که این صرفاً خواست و تصمیم تو به تنهایی نیست بلکه دیگر افراد هم خواهان استفاده از آن وسیله هستند پس بهتر است با کسب اجازه از آنها و رعایت حقوق دیگران از آن وسیله بهره گرفت.
۱۶- در مورد کودکان نوپا که توانایی تصمیم گیری های بزرگ را دارا نیستند از گزینه های کوچک اما مفید استفاده کنید. به طور مثال به کودک نوپا فرصت دهید تا خود لباس هایش را بپوشد یا در بیاورد مثلاً جورابش را تا نیمه در بیاورید و از او بخواهید خودش بقیه را از پایش خارج کند .به او حق انتخاب های محدود بدهید،به طور مثال از او بپرسید که آیا دوست دارد در لیوان آبی آب بنوشد یا سبز؟ این کارها سبب تقویت قدرت استقلال و توانایی تصمیم گیری در او می گردد.
۱۷- انعطاف پذیر باشید. کودک برای رسیدن به استقلال و تصمیم گیری نیاز دارد مراحلی را پشت سر بگذارد به طور مثال او ریخت و پاش می کند و کارهایی را به شما محول می نماید.
۱۸- حتماً با کودک محترمانه برخورد کنید. همیشه به کارها و صحبت های خود نسبت به فرزندانتان دقت کافی داشته باشید؛ هرگز صحبت او را قطع نکنید.
۱۹- برای جواب دادن به سوالات کودک وقت بزارید.
پرسش های کودک برداشت او از جهان اطراف خود است که با مطرح کردن آن ها سعی در برطرف کردن مشکلاتش دارد.
۲۰- تمام حواس و توجهتان را به کودک معطوف کنید. وقتی او متوجه شود که والدینش از بودن با او لذت می برند احساس عشق و علاقه زیادی می کند که این احساس مکمل اعتماد به نفس اوست.
۲۱- کودکان را همانطور که هستند بپذیرید .شاید کودک شما تمام انتظارات درونی شما را برآورده نمی سازد ولی شناخت دقیق خلق و خو کودک و تقدیر او توسط دیگران بسیار حائز اهمیت است.
۲۲- به کودک فرصت جبران بدهید. اگر او تصمیم غلطی گرفت و مسئولیت پیامد آن را قبول کرد ،او را سرزنش نکنید به او فرصت دهید تا دفعه ی بعد عمل انجام داده را جبران نماید.
۲۳- بر نقاط قوت کودکان تاکید کنید. این کار سبب بیشتر شدن اعتماد به نفس در آنها شده و در نتیجه بهتر می توانند با مشکلات دست و پنجه نرم کنند.

سخن آخر
تصمیم گیری بخشی از فرایند رشد است کودک باید یاد بگیرد که در مورد کارهای محول شده به او تصمیم بگیرد نه اینکه صرفاً فرمانبردار والدین خود باشد اما باید این حال در این دوران نباید دست کودک خود را برای انتخاب کاملاً باز بگذاریم زیرا ممکن است تصمیماتی را بگیرد که برای او مناسب نباشد و یا با عملی کردن آن تصمیم به خود آسیب بزند؛
مثلاً تصمیم بگیرد که مسواک نزند همانطور که گفته شد بهترین راه برای شروع آموزش تصمیم گیری به کودکان استفاده از گزینه یا محدوده تصمیم گیری برای کودک است یعنی کودک حق انتخاب بین چند گزینه مشخص و معین شده توسط والدین را دارد کمکم با بزرگتر شدن کودک و اطمینان از اینکه او حتما از پس از تصمیم گیری های خود بر می آید .
می توان دستورات بازتر گذاشت احساسات کودک برای خود او نیز مبهم و نامشخص است او نمی تواند احساسات قبلی اش را به یاد بیاورد یا احساسات آیندهاش را پیش بینی کند به همین دلیل تصمیم گیری برای او مشکل خواهد بود.
به طور مثال اگر کودک بخواهد تصمیم بگیرد که آیا دوست دارد با پدر به خرید برود و یا در منزل کارتون تماشا کند چند سال برایش مطرح خواهد شد آیا از رفتن به بیرون لذت می برد دفعه قبلی از کدام یک از این ها بیشتر لذت برده بوده است و…
در نتیجه بهتر است در ابتدا کودک را در تصمیم گیری ها کمک کنید به طور کلی مشورت یکی از ارکان اصلی تصمیم گیری است مسلماً اگر در اموری تصمیم گیری ها از راه مشاوره و بررسی دیدگاه های مختلف باشد می تواند نارسایی ها و کاستی های تصمیم گیری فردی را از بین ببرد.
خداوند متعال نیز ضرورت مشورت در تصمیم گیری را بارها بیان فرموده و در قرآن کریم در سوره شورا به بین اهمیت آن پرداخته اند. بنابراین انسان موجودی اجتماعی است و به تنهایی کامل نمی باشد.
و نمی تواند برای تمام امور خود بدون مشورت برنامه ریزی و اولویت بندی کند بهتر است از دوران کودکی به کودکان بیاموزیم که در تصمیم گیری های خود از نظر جمع و دیگران نیز بهره بگیرند و مشورت کردن را سرلوحه کار خود قرار دهند.
بهره گیری از تیم محتوا نویسی مقالات مسیر آسان و تجارب دکتر رضا پور حسین و نازنین خسروی
















